دوشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۶

بحران فرهنگی



اين روزها که همه از «بيت‌المقدس» می‌گويند نه از «اورشليم»؛ به‌ياد گيلانی‌های پيش از انقلاب افتادم. آن‌ها هر وقت می‌خواستند تأثير منفی و مخرّب بحران فرهنگی را بر محيط زندگی، بر جامعه و بر روی مردمی که وضعيتی بغايت نابسامان، لرزان و نوسانی داشتند نشان دهند؛ ضرب‌المثل گيلکی زير را واگويی می‌کردند:
"هم از تُرشِ کونوس [ايزگيل تُرش] گيلان دَکَتيم [دَکفتيم] و هم از خرمای شيرين عراق!"




ما الان به يک معنا در چنين وضعيتی قرار داريم. کافی‌ست صفحه گوگل را باز کنيد و نتايج دو عبارت زير را به فارسی و عربی سرچ کنيد:  


۱ــ «ترامپ و موضوع اورشليم»

به زبان فارسی: تقریباً ۱۸۵٬۰۰۰ نتیجه در مدّت ۰٫۵۸ ثانیه برای مطالعه آماده می‌شوند؛
به زبان عربی : تقریباً ۳۱٬۲۰۰ نتیجه در مدّت ۰٫۳۰  ثانیه آماده می‌گردند.

🔸اگر آن ۱۸۵٬۰۰۰ نتیجه‌ی فارسی را کمی وارسی کنيد، می‌بينيد تنها خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و راديو_‌تلويزيون‌های فارسی زبان خارجی، و همين‌طور سايت‌ها و وبلاگ‌ها و ديگر نشريات ايرانيان مقيم خارج از کشور هستند که از واژه «اورشليم» بهره گرفته‌اند. و نکته جالب اينجاست که آن ۳۱٬۲۰۰ نتیجه‌ی عربی هم بيش‌تر نقل از رسانه‌های خارجی است. و بديهی‌ست که هرجا به واژه‌ی «اورشليم» برخورد می‌کنند، در کنار آن و در داخل پرانتز می‌نويسند: «بيت‌المقدس».
  
۲ـ «ترامپ و موضوع بيت‌المقدس»
به زبان فارسی: تقریباً ۹۶۱٬۰۰۰ نتیجه در مدّت ۰٫۶۲ ثانیه برای مطالعه آماده می‌شوند؛
به زبان عربی : تقریباً ۱٬۱۵۰٬۰۰۰ نتیجه در مدّت ۰٫۴۲ ثانیه آماده می‌گردند.

🔸اين حجم بزرگ از نوشته‌های فارسی که نويسندگان آن واژه «بيت‌المقدس» را جانشين نام واقعی «اورشليم» نموده‌اند، نشانه‌ی يک سيرقهقرايی فرهنگی است. نشانه‌ی دنبال‌روی و تبعيت از فرهنگِ خودبرتربين «پان عربيسم» و «پان اسلامیسم» است. برای لحظه‌ای فکر کنيد که شيعيان لبنان و سوريه و عراق و يمن، نام شهر «تهران» را بگويند «بيت الائمه» [خانه‌ی امامان خمينی و خامنه‌ای]، آن وقت چه به حالتان می‌گذرد؟ استنباط حقوقی‌تان در بارۀ اين نحوه نام‌گذاری‌ها چيست؟ آيا فکر نمی‌کنيد «بيت‌الائمه» خواندن تهران برگرفته از نگاه و تمايلی بغايت انحصارطلب و تصاحب‌گر فرقه‌ای‌_‌مذهبی است؟

از منظر حقوقی بيت‌المقدس ناميدن شهر اورشليم نيز بدين معناست که کشورهای مسلمان خودشان را به‌نوعی وکيل‌الرعايای فلسطينی‌ها می‌بينند و می‌خواهند نقش بسيار مهمی در تصميم‌گيری‌ها و در تعيين سرنوشت آنان داشته باشند. تجربه‌ی چند دهه‌ی گذشته هم نشان می‌دهد که حاميان «بيت‌المقدس»، کوچک‌ترين توجهی به حقوق فلسطينی‌ها نداشته و ندارند. 

متأسفانه در ايران امروز تحت تأثير تبليغات شبانه روزی حکومت اسلامی، کسی توجهی به موضوع حقوقی‌_‌تاريخی اورشليم ندارد. همه بنا به عادت، اتوماتيک‌وار می‌گويند بيت‌المقدس. در حالی که در ايران قبل از انقلاب، هيچ‌کدام از گروه‌های اجتماعی، سياسی يا دينی، به اورشليم نمی‌گفتند بيت‌المقدس. حتا قريب به اتفاق ايرانی‌های شيعه مذهب به دو دليل اعتقادی و تاريخی، از آوردن نام «بيت‌المقدس» اباء داشتند. چون که به لحاظ اعتقادی در بعضی از روايات و تفاسير شيعه‌ای آمده است که منظور از اشاره قرآن به مسجد‌الاقصی، نه تنها ربطی به شهر اورشليم ندارد بل‌که، جايی است خارج از کره زمين. و از اين منظر، ارزش و اهميّت مسجدالاقصی اورشليم را بعد از مسجدهای بيت‌الحرام، مدينه و کويت، در رديف چهارم می‌ديدند. به لحاظ تاريخی هم نيک می‌دانستند که موضوع کليدی و بنيان اصلی مسجدالاقصی برمی‌گردد به دورۀ دو خليفه‌ی «بنی امّيه» يعنی «عبدالملک بن مروان» و پسرش «وليد بن عبدالملک» که هر دو نوّه و نتيجه‌ی «معاويه» بنيان‌گذار «خاندان بنی امّيه» بودند. مردی که بنا به باور شيعيان، دشمن شماره يک امامان شيعه و مذهب شيعه بود. اما حالا اسلام سياسی از آن تناقض معجونی ساخته است که به قول گيلانی‌ها پيش از انقلاب، نه «تُرش کونوس» است و نه خرمای شيرين
😜