سه‌شنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۸

اعتراض بعد از خاک‌سپاری


🔸 حالا که مراسم تشییع جنازه‌ها و خاک‌سپاری به پایان رسید و از برگزاری مجلس سوّم و هفتم مهدی مهندس عراقی چند روزی گذشت؛ آیا مردم ایران اجازه دارند مطابق اصل ۲۷ قانون اساسی یک اعتراض حقوقی را در ارتباط با همین عمل خلاف قانون و سنتی که انجام گرفت؛ علیه ولی محترم فقیه و سپاه قدس سازمان دهند؟



🔸 اگر مهدی مهندس یک شخصیت عالی‌رتبه مذهبی بود، دولت ایران می‌توانست تا حدودی طواف جنازه او را در درون خاک ایران توجیه کند. اما، همه‌ی ما می‌دانیم که مهندس یک سرباز مزاحم خارج از نظم و نسق نظام سیاسی عراق بود و جنازه گردانی عمدی او در درون خاک ایران، به لحاظ سیاسی کمی بودار و خطرناک است. و با توجه به این واقعیت، از منظر حقوق سیاسی هر دو ملت ایران و عراق حق دارند مشترکاً علیه دو دولت ایران و عراق اعتراض و دادخواهی کنند که بر مبنای کدام اصلی اجازه دوره‌گردی جنازه مهدی مهندس را در خاک ایران داده‌اند؟  

🔸 یک نکته‌ی انسان‌دوستانه را همه می‌دانیم و می‌دانید که پذیرش پناه‌جویان جنگی یا پناهندگان سیاسی از کشورهای همسایه، یک وظیفه‌ی انسانی، همگانی و بشردوستانه است. اما آوردن و گرداندن جسد یک تبعه عراقی به داخل کشور، نوعی بدعت‌گذاری سیاسی نابخردانه، مشکل‌زا و مسخره‌ای است که دو فردای دیگر می‌تواند گریبان‌گیر دولت ایران نیز گردد. اگر دو فردای دیگر شبیه‌ی همین برخورد را دولت‌های همسایه با انگیزه‌های مختلف سیاسی علیه دولت ایران انجام دهند و جسد یک ایرانی را در داخل خاک خودشان طواف سیاسی دهند؛ جمهوری اسلامی چگونه واکُنشی را بروز خواهد داد؟   
  
🔸 مسئله‌ی سیاسی «تابعیت»، نه هم‌کیشی را برمی‌تابد و نه هم‌زبانی و نژادی و مُزدوری را. این‌که بعضی‌ها می‌گویند او سرباز ويژه خامنه‌ای بود، دلیل موجهی نیست برای اعمال خودسرانه‌ی سپاه قدس و حاکمیت اسلامی که جسد را بدون اجازه در داخل هواپیما می‌گذارند تا برای برگزاری یک نمایش سیاسی منظوردار، به ایران بیاورند. مهدی مهندس هر مقام و جایگاهی را که در نزد خامنه‌ای داشت، بجای خود؛ اما مسئله‌ی کلیدی این است او تابعیت کدام کشور را داشت؟ عراق یا ایران را؟ 

🔸 وقتی جسد را بعد از بهره‌برداری سیاسی به عراق برمی‌گردانند، بدین معناست که مهدی مهندس تابعیت عراقی داشت. در این صورت حق دو ملت عراق و ایران است که علیه جمهوری اسلامی رسماً اعتراض کنند. رفتار دولت ایران که در تصاحب جنازه مهندس پشیزی اعتبار برای دولت عراق قائل نگردید، به لحاظ حقوقی نوعی تجاوزگری است. به‌نوعی ترویج فرهنگ و رفتار عصر استعمارگری است که دولت زورگویی آشکارا حق تصمیم‌گیری و اختیار عمل را از دولت‌_ملت عراق سلب می‌کند!  

🔸 طواف جنازه مهدی مهندس در درون خاک ایران، نمونه‌ای است از نمایش ایده «رزمندگان بدون مرز» خامنه‌ای؛ ایده‌ای که سراپا ارتجاعی و تجاوزگرانه است. در برابر چنین ایده‌ای سکوت نکنیم!

دوشنبه، دی ۲۳، ۱۳۹۸

اعتبار ولی فقیه


🔸 روزنامه اعتماد با گذاشتن تصویر زیر در صفحه نخست خود در روز یکشنبه، ۲۲ دی ۱۳۹۸، نوشت:
"مطالبه مردمی پس از روشن شدن دلیل واقعی سقوط هواپیمای اوکراینی از مسئولان دخیل در حادثه: عذرخواهی و استعفاء است!"  







🔸 ساده‌ترین پرسش روز این است که چه کسی باید استعفاء بدهد؟ کسی که فرمانده دسته پدافندی تهران بود و فرمان شلیک به هواپیما را داد؟ یا کسی که فرماندهی قرارگاه پدافند هوایی خاتم الانبیا را به‌عهده دارد؛ و یا شخص ولی فقیه؟ مردی که مطابق بندهای ۴ و ۵ و ۶ اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی، فرمانده کل نیروهای مسلح ایران است. مسئولیت اعلان جنگ و موشک‌پرانی‌ها را برعهده دارد، و به دلخواه می‌تواند رئیس ستاد مشترک، فرمانده کل سپاه و فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی را عزل و نصب کند؟ 
  
🔸 بجز اندک‌شماری از دانشجویان که در چند روز اخیر شعار "استعفاء، استعفاء" را تکرار می‌کردند؛ بعضی از چهره‌های اصلاح‌طلب درون نظام نیز مانند کروبی و فائزه هاشمی و ... معتقدند که ولی فقیه بخاطر نالایقی در امر مدیریت، باید استعفاء بدهد. اما این خواست بی‌محتوای استعفاء وقتی که نظام ولایت فقیه و قانون اساسی اسلامی‌_‌ارتجاعی پشتوانه نظام هم‌چنان برقرار بمانند؛ چه تأثیر مهمی به حال و روز مردم خواهد داشت؟ به‌ترین، راستگوترین و صادق‌ترین شخصیت را هم به‌عنوان ولی فقیه انتخاب بکنید، وقتی وارد سیستم ولایت می‌گردد، دو راه بیش‌تر پیش رو ندارد: یا باید خارج از انتظارات درون سیستمی حرکت کند، در این‌صورت آینده‌ای نخواهد داشت؛ و یا باید تن دهد و در درون سیستم حل شود. مثل خود خامنه‌ای در دوره‌ای که رئیس جمهور بود، نظریه ولایت مطلقه فقیه خمینی را مورد نقد قرار می‌داد. اما وقتی بر کرسی ولایت نشست، همان راهی را دنبال کرد که خمینی بنیان نهاده بود.  

🔸 فراموش نکنیم! که در نظام جمهوری اسلامی، ولی فقیه به تنهایی نماد دیکتاتوری در ایران نیست! هر چند یگانه مقامی است که فرمان کشتار و شلیک و تخریب و توقف و مصادره می‌دهد. مهم‌ترین نماد استبدادی و فاشیستی در ایران، «نظام ولایت مطلقه فقیه» است. مادامی که نظام ولایت مطلقه فقیه همراه با قانون اساسی کنونی نفی و طرد و ساقط نگردد؛ تعویض ولی فقیه، گشایش چندانی در زندگی عمومی ایجاد نخواهد کرد. وانگهی، اصلاح‌طلبان نیک می‌دانند که اعتبار و مشروعیت ولی فقیه، هیچ ربطی به رضایت و رأی مردم ندارد. طبق نظریه ولایت مطلقه فقیه، ولی فقیه، وکالت از خدا دارد. توسط خدا نصب می‌گردد و فقهای مجلس خبرگان رهبری، تنها او را کشف می‌کنند. بدیهی‌ست که بعد از چنین انتصابی، مخالفت با ولی فقیه، یعنی مخالفت با خدا؟! به زبانی ساده، اعتبار ولی فقیه در نظام ولایی، یعنی بی‌اعتباری مردم؛ بی‌اعتباری قانون؛ بی‌اعتباری قوای سه‌گانه و غیره. از این منظر است که می‌بینیم نیروهای امنیتی، با بی‌شرمی تمام طلب‌کارانه خانواده‌های کشته‌شدگان هواپیمای اوکراینی را زیر فشار روانی و تهدیدهای امنيتی گرفته‌اند که اگر با رهبر تجدید بیعت نکنید، به جرم مخالفت علنی با نماینده خدا، مفسد فی‌الارض شناخته خواهید شد. 

🔸 به گمانم بعد از چهل سال تجربه‌های تلخ و خونین، همه‌ی ما می‌دانیم که تنها راه پیش رو، نه تغییر ولی فقیه، بل‌که تغییر نظام ولایت مطلقه فقیه، جدایی دین ار دولت و سیاست است. اگر امثال کروبی‌ها و دیگر اصلاح‌طلبان هنوز هم فکر می‌کنند که دلی برای مردم دارند، راه منطقی این است که در فرستادن روحانیان به حوزه‌ها و خانه‌های خود، دست در دست هم دهیم و یک نظام دمکراتیک و سراپا انتخابی را جانشین نظام اهریمنی کنونی کنیم.