چهارشنبه، اردیبهشت ۰۷، ۱۳۸۴

ناگفته های ديروز

بعد از مدت ها تلاش و گرد آوری اسناد و شواهد، سرانجام دو حزب سوسيال مسيحی (CSU) و دموکرات مسيحی های (CDU) محافظه کار آلمان موفق گرديدند تا پای يوشکا فيشر وزير امور خارجه را، برای پاسخگويی درباره سياست های سهل گيرانه صدور رواديد، به درون شورای رسيدگی [کميسيون تحقيق و تفحص ] به امور تخلفات دولتی بکشند.
در بادی امر، شايد خوانندگان ايرانی به دانستن آنچه را که درگيريها و رقابت های حزبی درون کشوری است و آنرا تبليغات مقدماتی انتخابات آينده می دانند، تمايلی نداشته باشند اما، اگر با قدری تحمل، موضوعات مختلف مورد مناقشه را از همديگر تفکيک کنند و آنرا بر شرايط داخلی ايران و زمينه ای را که دولتمردان ما برای آلمانی ها آماده ساخته اند انطباق دهند، آن وقت متوجه خواهند شد که نزاع روز گذشته، مستقيماً با زندگی تک ـ تک ما ايرانيان گره خورده است.
اگر رقابت های حزبی وجود داشت [که داشت]، برخلاف وضعيت داخلی ايران، هيچ حزبی نکوشيد تا عليه رقيب، پاپوش درست کند. آنچه را که دو حزب سوسيال و دموکرات مسيحی های محافظه کار به شورای رسيدگی ارائه کرده اند، مبتنی بر يکسری اسناد و شواهد زنده بود. اگر چه دو حزب اپوزيسيون درباره موضوع اقامتهای غيرقانونی و خلاف کاريهای خارجيان، بيش از اندازه بزرگنمايی کردند و يا اين مسئله را تنها به سياستهای چهار سال گذشته دولت محدود ساختند؛ اما يک نمونه را هم نمی توان مثال آورد که آنها به حزب رقيب يا به وزير خارجه خود توهينی کرده باشند. يوشکا فيشر نيز مسئوليت فساد اداری نهادهای وابسته به وزارت خارجه را پذيرفت و به رشوه خواری در بعضی از سفارت خانه ها اذعان کرد.
آنچه بيش از همه دانستن آن برای ايرانيان حائز اهميت است، هر پنج حزب معروف دولتی و اپوزيسيون آلمانی، از سياست واحدی در ارتباط با سختگيری و کنترل اتباع خارجی و ورود آنها به خاک آلمان، پيروی می کنند. اما اجرای عملی اين سياست و صدور رواديد، بستگی به کشورهای مختلف و نوع مناسباتی که آن دولت ها با شهروندان خود دارند، اتخاذ می گردد. بطور مثال، وقتی در کشور ايران، همه جايگاهها و همه قول و قرار های دولتمردان، فاقد اعتبار و ارزش سياسی اند؛ وقتی امواج اتهام و برچسب زنی، از رأس تا قاعده هرم قدرت جاريست و نه تنها احزاب و جناح ها، بلکه موسسات کوچک اداری و انتفاعی مسئله رقابت را با انگ و تهمت پيش می برند و به فرجام می رسانند؛ چه دليلی دارد که سفارت خانه آلمان در ايران، برای مردم ما اعتبار و ارزش قائل گردند؟
کسی يوشکا فيشر را بخاطر زيرپا نهادن انسانيت و نقض حقوق بشر در ايران مورد مؤاخذه قرار نداد. به رغم اطلاعی که رهبران احزاب مخالف داشتند، هيچ کسی به شورای رسيدگی گزارش نکرد که سفارت خانه آلمان در ايران، درخواست کنندگان رواديد به خاک آلمان را، مورد آزار و شکنجه روحی قرار ميدهند. آقايانی که تا ديروز معترض دولت آمريکا بودند که چرا به هنگام ورود مسافران بخاک آن کشور، از آنان انگشت نگاری ميگيرد و آنرا توهين به بشريت می دانستند؛ امروز به بهانه مسائل امنيتی، ايرانيان متقاضی رواديد را به اطاق مخصوصی می برند، لخت می کنند، موهای تن شان را يکدست می تراشند و سپس عکس می گيرند با اين توضيح که اگر اتفاقی رُخ داد، زودتر شناسايی شويد؟!
اين درد را به کی بگوئيم و اين توهين را چگونه هضم کنيم؟ شرم باد بر دولت ما که عليرغم اطلاع دقيق از اين ماجرا، حاضر نيست کوچکترين قدمی در دفاع از حقوق ضايع شده شهروندان خويش، در دفاع از انسانيت و کرامت انسانی بردارد!
من از بيگانگان هرگز ننالم
هرآنچه کرد با من آشنا بود!

دوشنبه، اردیبهشت ۰۵، ۱۳۸۴

يک هفته با گنجی

کسانی که برای آزادی اکبر گنجی مطلب نوشته‌اند يا اسم وبلاگ‌شان را تغيير داده‌اند
اين فهرست به مرور تکميل خواهد شد:
[ف.م. سخن] + [فانوس] + [پارسا صائبی] + [سام ضيائی] + [وحيد پوراستاد] + [سایه آبی] + [گوشزد] + [حسین خداداد] + [افسون فسرده] + [عبدالقادر بلوچ] + [سرزمين آفتاب] + [يک قطره] + [ملاحسنی] + [گردباد] + [هنوز] + [نی‌لبک] + [منتقد] + [روح بلاگر] + [مجيد زهری] + [فراز] + [مسعود برجيان] + [پويا] + [نیک‌آهنگ کوثر] + [در جدال با خاموشی] + [حنيف مزروعی] + [پستوها] + [اهری] + [شادی شاعرانه] + [خوابگرد] + [فواد] + [من در غربت] + [مهدی هنرپرداز] + [نگاه يک اميدوار] + [يوگينی] + [Lifewithlove] + [پرگار] + [کائوس] + [بيژن صف‌سری] + [Zirtitr] + [آشيل] + [Lenium] + [شبنم فکر] + [نازخاتون] + [سينه‌چاک] + [الههء مهر] + [عباس معروفی] + [علی‌رضا تمدّن] + [م مثل ما] + [دریاروندگان] + [حرف حساب] + [صادق جم] + [روزمرگ‌ها] + [مهدی جامی] + [عطاالله مهاجرانی] + [جواد طواف] + [احمد سيف] + [قاصدک] + [هزار حرف نگفته] + [رهايی] + [مهرگان] + [شبگرد] + [زيستن] + [زيتون] + [اقبال] + [دخو] + [شيما کلباسی] + [سربه‌هوا] + [جمهور] + [فلسفه] + [خيابان شماره 11] + [هزار حرف نگفته] + [زنانه‌ها] + [حقوقدان] + [مهدی هنرپرداز] + [آشپزباشی] + [دختر همسايه] + [شملک] + [بهمن شمس] + [حرف‌های گهگاهی] + [آهو] + [ايران فردا] + [گزيده بلاگستان] + [دانشجو] + [نسل فردا] + [من و تو] + [طنين سکوت] + [عليداد] + [گنجشکک] + [هادی حيدری] + [سيامک فريد] + [تنها] + [جمهوری قلم] + [نقش خيال] + [خيال تشنه] + [خاکستری] + [رامين ثابت] + [وکيل دادگستری] + [الپر] + [سرزمين من] + [انسون] + [اين خانه سياه است] + [کومه] + [يک کرمانشاهی] + [ارتفاع درد] + [و اما زندگی] + [خنده‌های شراب] + [وب‌نامه] + [من در غربت] + [و اما زندگی] + [خنده‌های شراب] + [وب‌نامه] + [من در غربت] + [تحلیل‌های روزانه] + [آفساید] + [هزارویک روزنه] + [ناجور] + [رضا نصری] + [زن‌نوشت] + [Green Year] + [هادی منتخبی] + [يوگینی] + [آوای زمين] + [زرتشت] + [بدون مرز] + [آیین مهر] + [فریاد هادوی] + [دندانپزشک] + [چشم‌ها را باید شست] + [حنیف] + [نفرین‌نامه] + [آرش کمانگیر] + [عاشق ایران] + [دندانپزشک] + [چشم‌ها را باید شست] + [حنیف] + [نفرین‌نامه] + [آرش کمانگیر] + [عاشق ایران] + [ضد خاطرات] + [قصه‌گو] + [Kamen] + [تنها]

همکاران وب نگار! برای فراگيرشدن اين حرکت حقوق بشری، لطفاً متقابلاً لينک اين يادداشت را در وبلاگ خود قرار دهيد.
اين کار هم به نوعی همراهی با خبرچين [خبرگزاری وبلاگ شهر] است.


در همين زمينه:
* ـ احمد زيد آبادی: بولتنی که نگهداری آن سال‌ها زندان در پی داشت
* ـ جمشيد برزگر: آزمون دشوار ايران: روزنامه های تعطيل، روزنامه نگاران زندانی
* ـ حسن درويش پور: عاشق گل دروغ می گويد

یکشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۸۴

ديروز، امروز و فردا

جونيچيرو کويزومی نخست وزير ژاپن، در سخنانی در اجلاس رهبران کشورهای آسيا - آفريقا که در جاکارتا، پايتخت اندونزی، برگزار شد از رنجی که نظاميان ژاپنی بر مردم مناطق اشغالی در آسيا تحميل کردند پوزش خواست و گفت که اين کشور با روحيه ای حاکی از فروتنی با واقعيات تاريخی روبرو می شود. [ نقل از سايت بی بی سی ]
روزی که ويلی برانت (صدراعظم فقيد آلمان) در خاک لهستان، و در هنگامه اجرای مراسم نثار تاج گل برپای مجسمه سرباز گمنام، ناگهان زانو زد و از مردم آن کشور بخاطر جنايات آلمان نازی پوزش خواست؛ هرگز براين باور نبود که رفتارش، تن بسياری از دولتمردان، سياستمداران و رهبران مذهبی آسيايی را خواهد لرزاند. او فرهنگ بيسابقه ای را بنمايش نهاد که اگر فراگير می شدند، نه تنها سيمای سياسی، اجتماعی و مذهبی قاره ای را که از نظر تاريخی همواره خود را محق و مظلوم و در نتيجه افعال خود را توجيه پذير می دانستند محتملاً دگرگون ميکرد، چه بسا، تأثير چنين رفتاری ممکن بود آسيا را به کل زير و رو کند و اصالت خدای گونه و حق گويانه اش را برای هميشه خدشه دار سازد.
قاره ای که بيگانه با فرهنگ انتقاد پذيری است و مسئولينش، پاسخگويی را کسر شأن خود می دانند، سخنان کويزومی نخست وزير ژاپن را بايد به نوعی تابو شکنی بدانيم. تابويی که هريک از ما در شکل گيری و در تقديسش نقش و سهم داشته ايم. بديهی است که مسئوليت پذيرش قتل و عام های دهه سی و چهل در چين، بر گُرده ژاپنی ها است و کسی آن را انکار و فراموش نمی کند. اما يک پرسش مهم تاريخی، تا اين لحظه بی پاسخ مانده اند که ما آسيايی ها، مسئوليت و نقش مشوقانه خود را در اين کشتار برعهده می گيريم؟ آيا می پذيريم که اگر در دهه اوّل قرن گذشته، برای ژاپنی ها هورا نمی کشيديم و از آنان حمايت نمی کرديم، اين احتمال هم وجود داشت که بعدها، چنين قتل و عامی صورت نگيرند؟
صد سال پيش، وقتی ژاپنی ها از مرز روسيه گذشتند و دولت تزار را شکست دادند، تنها ژاپنی ها نبودند که از آن پيروزی سرمست شدند و شادی می کردند، بلکه چينی ها، هندی ها، عربها، ترکها و ايرانی ها، خود را در اين پيروزی سهيم می دانستند و همراه با آنان هلهله و پايکوبی می کردند. صلح جو ترين مرد آسيايی، جواهر لعل نهرو، آشکارا چشمان خويش را در برابر رفتار جنايتکارانه ژاپنی ها بست و به دخترش ايندرا گاندی نوشت که ژاپن، غرور جريحه دار شده مان را به ما بازگرداند و سرپا نگهداشت. حتی چند سال بعد، هنگاميکه شعله های آتش جنگ جهانی اوّل زبانه می کشيدند و خشک و تر را يکجا می سوزاندند؛ ما هنوز لذت آن پيروزی را به زير دندان هايمان داشتيم و در حمايت از دولت برادر و مسلمان عثمانی، آوارگی و کشتار ارامنه را ناچيز و بی مقدار دانستيم و به راحتی، از کنارش گذشتيم.
آنچه که در آسيا اتفاق افتاد و آنگونه که آسيايی ها برداشت و واگويی می کنند، داستان دراز دامنی است اما، امروز، همه ما مجبوريم با روحيه ای حاکی از فروتنی با واقعيت های تاريخی روبرو گرديم. کويزومی نيز مثل تو و من، سراپا غرق در غرور ملی است و در کشوری زندگی می کند که ناسيوناليست های دو آتشه اش، بقدری قدرتمند و صاحب نفوذند که به آسانی می توانند تاريخ را جعل کرده و وارونه بنويسند. با وجود اين، نخست وزير ژاپن با رفتار خود نشان داد که منزلت، شأن و کرامت انسانی در نزد او، بمراتب مهمتر از غرور جريحه دار شده ملی است. وانگهی، او در اجلاسی اين سخنان را بر زبان آورد و پوزش طلبيد، که اعضايش، چندين دهه به مفهوم واقعی «غيرمتعهد» بوده اند. در واقع کويزومی می خواست بگويد که عصر غير متعهد بودن بسر آمده و همه ما، در برابر جنايات تاريخی مسئوليم و اگر امروز مسئوليت نپذيريم و عليه فرهنگ ملی گرايی، قوم گرايی، نژادگرايی و کيش گرايی بپا نخيزيم، روشنايی و درخشش های فردا را هم نخواهيم ديد.