پنجشنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۹۲

هفت‌مين رئيس جمهورايران



آقای روحانی هفت‌مين رئيس جمهور ايران خواهد بود! 

اما عدد هفت، هفتم و هفت‌مين، عدد حساسيت‌برانگيزی است و دست‌کم در اذهان مسلمانان شيعه، يادآور شرايط بغايت سخت و پيچيده‌ای است که امام هفتم شيعيان پشتِ سر گذاشت. شرايط پيچيده‌ای که به فرجام ناخوش‌آيندی منتهی گرديد: 
شاخه‌شاخه شدن شيعه به انواع گروه‌های متخاصمی مانند اسماعیلیه، اَفْطَحیه و ناووسیه و غيره؛ در‌به‌دری و زندانی شدن امام در بصره، بغداد و مدينه؛ به تاراج رفتن ثروت‌های او توسط خودی‌های باصطلاح وفادار به امام، و دق مرگ کردن امام در زندان.

آيا سرنوشت امروز ايران نيز به چنين فرجامی منتهی خواهد شد؟ من بر اين باور نيستم! حرکت عمومی در جهت تقويت لجاجت و «خون را با خون شستن» نيست! و با توجه به چنين شناخت و تجربه‌ای، فرمول‌وار هفت علت و دليل سياسی را در پشتيبانی از هفت‌مين رئيس جمهور روحانی ارائه می‌دهم که اميدوارم مورد توجه خوانندگان قرار بگيرد:

١ـ پشتيبانی سياسی من از روحانی بدين علت است که در لحظه‌ی کنونی او يگانه نامزد معتدلِ مورد پسند و قابل اعتماد ولی فقيه است و از اين منظر، قدرت مانور او در مقايسه با ديگر نامزدها بيش‌تر و بعد از انتخاب هم به احتمال زياد، موضع‌گيرهای سياسی او هم در عرصه بين‌المللی و هم در عرصه داخلی، تأثيرگذار خواهد بود.

٢ـ پشتيبانی سياسی من از روحانی بدين علت است که انتخاب او در لحظه‌ی کنونی و در مقايسه با انتخابات خرداد سال   ٧٦، برای اغلب گروه‌های موجود در درون ساختار قدرت، حساسيت برانگيز نيست. از اين منظر او می‌تواند به مرکز ثقل گروه‌ها يا تنها نقطه‌ی اتصال اکثريت جماعت‌های مختلف درون قدرت تبديل گردد و با همراهی و حمايت آن‌ها جهت‌گيری‌های هسته‌ای نظام را که تا اين لحظه خسارت‌های جبران‌ناپذيری را بر گُرده ملت نهاده است، تغيير دهد و همه‌ی قول و قرارها هم حکايت از چنين تغييری دارند.

٣ـ پشتيبانی سياسی من از روحانی بدين علت است که در لحظه‌ی کنونی می‌خواهد سپر بلای ولی فقيه گردد تا رهبری، با يک درجه تغيير جهت اساسی، مسئله‌ی هسته‌ای را واگذارد به تصميم دولت منتخبِ مردم. اگر چنين جهتی واقعيت داشته باشد، چرا راهی برای بازگشت ولی فقيه باز نکنيم؟

٤ـ پشتيبانی سياسی من از روحانی بدين علت است که او برخلاف رفتارهای ملاحظه‌کارانه خاتمی؛ در برابر آخوندها، واقعن يک آخوند است. با زبان و ادبيات امثال مصباح‌ها خوب آشناست. حافظه تاريخی قوی‌ای دارد. تاريخ اسلام و به ويژه زندگی امام هفتم شيعيان را که يکی از ثروت‌مندترين رهبران شيعه بود، دقيق می‌داند و می‌شناسد.
امام هفتم شيعيان مثل امام کنونی ايران، در ملاء عام هرگز با قبيله‌ای سر جنگ نداشت اما به دليل پای‌بندی به بازی‌های بی‌قاعده در برابر ديگر رقبا يا خليفه‌ی وقت، چنان مورد تحريم و بايکوت قرار گرفته بود که وقتی هم چشم از جهان فروبست؛ به‌رغم داشتن ثروت‌های فراوان، فرزندان بی‌شمارش محتاج شامِ شب بودند. آن‌هايی که مختصر آشنايی با تاريخ دارند خوب می‌دانند که چگونه امام هفتم شيعيان بخاطر ترس از تحريم و بايکوت و زندان، تمام سرمايه‌هايش را می‌سپارد به‌دست چند تن از ريش سفيدان قوم‌های مختلف که در ظاهر مثل چينی‌ها و روس‌های امروز مدافع سر سخت سياست افراطی امام بودند. مدافعانی که مثل چينی‌های امروز وقتی ثروت را به‌چنگ آوردند، ديگر نم پس ندادند.
  
٥ـ پشتيبانی سياسی من از روحانی بدين علت است که او در لحظه‌ی کنونی با برافراشتن پرچم بنفش، رنگی که در کشور چين نشانه‌ی عزاداری است؛ به‌گونه‌ای می‌خواهد بنماياند که برخلاف جهت‌گيری‌های دولت پيشين، جهت پيش‌رو: غرب است، ثروت است، لوکس است، هيجان است و ديگر معناهايی که رنگ بنفش تداعی‌گر آن‌ها است.

٦ـ پشتيبانی سياسی من از روحانی بدين علت است که او حقوق‌دان است. هم قاعده بازی‌های سياسی و هم مرز ميان انواع بازی‌ها را خوب می‌شناسد و اولويت سياست «حفظ منافع ملی» را بر انواع سياست‌های کودکانه از جمله «حفظ روابط اسلامی به هر قيمت» را دقيق تشخيص و برتری می‌دهد.

٧ـ پشتيبانی سياسی من از حسن روحانی بدين علت است که نام واقعی‌اش «فريدون» است. تجربه‌های تاريخی نشان می‌دهند که فريدون‌ها همواره در لحظه‌های بحرانی و خطرناک که ضرورت تغيير جهت نظری‌_‌سياسی‌_‌ساختاری از هر لحاظ احساس می‌شود؛ به‌عنوان يک جهت‌نما هويدا می‌گردند، جهت‌ها را نشان می‌دهند و بعد هم ناگهان از صحنه‌ی تاريخ ايران محو، و بی نام و نشان می‌شوند. 


ضميمه: رئيس جمهور هسته‌ای

هیچ نظری موجود نیست: