🔸يکی از نشانههای
مقدماتی زوال اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی اين بود که خمينی در اين روز، نخستين
خشتِ ناهنجاری و کژراههرفتن را بنا نهاد و روز بعد از مرگ آخوند مطهری را که توسط
آخوندی ديگر ترور شده بود؛ به نام «روز معلم» نامگذاری
کرد.

🔸دومين
نشانهی مقدماتی
زوال اجتماعی اين بود که جامعه معلمان ايران بجای برخاستن و معترضشدن عليه نخستين
رفتار تکروانهی
خمينی که هم سنت نامگذاری و هم، حرمت دولت منتخباش را زير پا
نهاده بود، يکپارچه سکوت
کردند. هيچيک از
نهادهای صنفی_آموزشی که
بخشی از جامعهی روشنفکری
ايران هستند، بهطور رسمی تحليلی
از چشمانداز حرکت
تحميلگرانهی خمينی ارائه
ندادند که به چه علت و دليلی مطهری را که مرگ او نه ربطی به روز ۱۲
ارديبهشت
داشت [او در روز يازده ارديبهشت و در فاصلهی ساعت ۲۲ تا ۲۲:۳۰ دقيقه مُرده بود] و نه ارتباطی با روز معلم؛ به
جامعه فرهنگيان تحميل کردهاند؟
🔸اگر
جامعه معلمان را بخشی از جامعهی روشنفکری ايران بدانيم، آنوقت از منظر حقوق
شهروندی و مسئوليتپذيری
شهروندی؛ سکوت معلمان را میتوان برابر با کُنش آمرانهی خمينی گرفت
که آشکارا هنجارهای اخلاقی و قانونی را زير پا نهاده بود. اين برابرگيری بدين
معناست که يک جريان دوسويه از بالا و پائين، خواسته و ناخواسته، نظم اجتماعی را
برهم میزدند. و
ناگفته روشن است: در جامعهای که هنجارهای اخلاقی و قانونی حاکم
نباشند، کُنشهای قشرها و
گروههای مختلف
اجتماعی، بههيچوجهی قابل
پيشبينی نيستند.
به زبانی ديگر، پيشبينیناپذيری
رفتارها يعنی سوّمين نشانهی مقدماتی زوال اجتماعی! مثال بارزش، وقتی
جمهوری اسلامی بخشی از معلمان را پاکسازی و اخراج کرد، جامعه معلمان بجای تعطيل
سراسری مدارس در جهت دفاع از حقوق همکاران؛ به شکل معناداری چشمانداز و
منافع درازمدتشان را
قربانی منافع حقير شخصی نمودند و وارد چرخهی اتهامزنی شدند.
🔸حالا
در ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، بخشی از جامعه
معلمان برای احقاق حق و با شعاری که میبايست در سال ۱۳۵۸ میدادند؛ به خيابانها آمدهاند اما،
جامعهای که در
سراشيبی تُند زوالپذيری قرار
دارد، چه کسی يا چه گروهی از آنها حمايت خواهند کرد؟
ضميمه: «فراز و فرودهای روز معلم»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر