چهارشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۶

کور شدند يا کورشان کردند؟



از ماجرای سيزده بدر در شهرستان قم که گروهی از مردم، خصوصن جوانان شهر، به ‌علت مصرف عرق ناخالص دچار مسموميت شديدی شده‌اند؛ تا اين لحظه چه خبرهايی شنيده‌ايد و چقدر می‌دانيد؟



ماجرای قم در کليّت خود، بيانگر يکی از معضلات مهم اجتماعی ايران کنونی است. حادثه تأسف‌باری که از درون تضادها و جنگ‌ها ميان دو پديده «نگاه» خاص، با «نياز» عمومی شکل گرفته است. برداشت‌ها و پندارهای ابلهانه‌ای که چاشنی زندگی را، هم سطح و به‌نوعی سموم دين و تزلزل ايمان دين باوران می‌بيند و از اين منظر، خويش را محق و مجاز می‌داند تا دست به هرگونه اعمال غيراخلاقی و جنايت‌کارانه بزند.

جدا از معضل اجتماعی، ما با يک پديده ضد حقوقی و ضد قانون نيز روبه‌رو هستيم. پديده‌ای که خودسرانه، هم حقوق نظام سياسی و هم حقوق شهروندی را يک‌جا ناديده می‌گيرد و خدشه‌دار می‌سازد. آن‌چه که در قم اتفاق افتاد، بسيار مهم‌تر از مسائل سياسی ميان نيروهای مخالف و موافق نظام دينی است. جنايتی است که مستقيمن نظام شهروندی را نشانه گرفته و می‌خواهد روی مقوله‌ای به‌نام انسان و حقوقی که فراتر از قوانين دينی و مدنی، به او «اختيار» و حق «انتخاب» را در زندگی خصوصی می‌دهد، خط بطلان بکشد.

وانگهی، دو حادثه مختلف و جنايت‌کارانه در قم، پيش از اين‌که تأثيری تنبيهی که عاملان و آمران انتظار داشتند در جامعه و بر روی مردم بگذارد، بيش‌تر، پرسش‌ها و ترديدهايی را ميان دين باوران دامن زده است. ترديدی که بيش‌تر جنبه حقوقی دارد: يعنی اگر می‌پذيرند و می‌پذيريم نظام سياسی «ولايی» است و ولی فقيه، با رأی و نظر گروهی از مجتهدان و خبرگان اسلامی انتخاب می‌گردد؛ آن‌وقت فهم و توضيح يک پديده غامض الزامی‌ست که چرا گروهی از «مراجع تقليد، خود را تابع قوانين» کشور نمی‌دانند و پنهان از چشم اين و آن، رأی و فتوا صادر می‌کنند؟

واقعن مسئول حادثه شهر قم چه کسی است؟ آيا همه آن داستان‌هايی که امروز در شهر قم و در بين مردم رواج يافته و زيرگوشی مبادله می‌گردند، يک‌پارچه دروغ هستند و شايعه؟ يا نه رگه‌هايی از حقيقت را می‌توان از درون آن‌ها بيرون کشيد؟ ما در اينجا با يک حادثه جنايی روبه‌رو هستيم که نه تنها به سهم خود موجب تشويش اذهان عمومی گرديد، بل‌که آشکارا اقدامی‌ست عليه امنيت عمومی. يعنی وظيفه دولت کاملن مشخص است و بجای سکوت و خفقان گرفتن، موظف است تا آمران و عاملان اين حادثه را شناسايی کرده و به مردم معرفی کند. تکرار می‌کنم اگر همه آن‌چيزهايی را که مردم شهر قم می‌گويند، غيرواقعی و شايعه‌اند، پس حداقل، به مردم بگوئيد که حقيقت ماجرا چه بود و چيست؟

1 ـ مردم می‌گويند در پشت اين حادثه توطئه‌ای پنهان است. ردّش را اگر دنبال کنيم به يکی از حوزه‌های علميه قم می‌رسيم.
2 ـ مردم می‌گويند حادثه قم در مقايسه با حوادث اين‌چنينی در سال‌های قبل، از جنس ديگری‌ست. سطح و بُعد حوادث پيشين، بسيار محدود و ناچيز بودند. گزارش روزنامه‌های کشور در اين سال‌ها نشان می‌دهند که در پس آن حوادث، يک‌سری بی‌مبالاتی فردی و انگيزه سودجويی پنهان بودند. ولی برعکس، همه خرده‌فروشان مشروبات الکلی قم، زنجيروار، به باندی منتهی می‌گردند که می‌گويند گردانندگان آن، وابسته يا نزديک به سپاه‌ پاسداران هستند.
3 ـ می‌گويند از دو ماه پيش چنين نقشه‌ای را ريخته‌اند. آن‌ها با تهديد و با عرضه چند سری مشروبات الکلی علاء و ارزان، هم نظر خرده‌فروشان و هم نظر خريداران را به‌خود جلب می‌کنند. آخرين محموله‌ را هم بسيار ارزان‌تر از نرخ بازار عرضه کردند و اين نشان می‌دهد که هدف از پخش آن، نه سودجويی بل‌که منظور ديگری بود. [اضافه کنم که سايت بازتاب هم تأييد کرد محموله را منبع واحدی توزيع نموده است].
4 ـ می‌گويند اگر چنين اتفاقی تصادفی بود، پس چرا مسئولين امنيتی و انتظامی شهر، کارکنان اورژانس و بيمارستان‌ها و حتا خانواده‌ها را مورد تهديد قرار داده تا در اين زمينه سکوت کنند؟ خبر مرگ را چند روزی پنهان کردند و به خانواده‌ها اجازه پی‌گيری و کالبدشکافی ندادند؟
5 ـ می‌گويند از فردای روز حادثه، مراکز عمومی مواجه بود با تراکمی از نيروهای بسيجی و طلبه و اعلام نوعی حکومت«خودسانسوری». به‌محض آن‌که کسی دهانش را باز می‌کرد، ده نفر رویش می‌ريختند تا ثابت کنند که اين افراد لابالی و بی‌خبر از خدا، مستحق چنين مرگی بودند. برخورد عجيبی که تاکنون سابقه نداشت.
6 ـ می‌گويند علت و انگيزه اين عمل جنايت‌کارانه، نوعی انتقام‌گيری و تنبيه مردم قم بود. داستانی که به ماجرای روز 12 بهمن ماه سال گذشته مربوط می‌شود. در آن روز که مصادف بود با 12 ماه محرم، مسافرين و زواران زيادی از نقاط مختلف ايران، به شهر قم می‌روند. گويا انگيزه همه مسافرين زيارت و عبادت نبود. سپاه پاسداران به چند خانه هجوم برده و گروهی را بخاطر اعمال فسق و فجور دستگير می‌کنند. اگرچه قريب به اتفاق دستگيرشدگان غريبه [به جز تعدادی از صاحبان خانه‌ها] بودند ولی، يکی از روحانيان متنفذ اعلام کرد که نام شهر قم را، افراد بومی لکه‌دار کرده‌اند. همين سخن، علت و انگيزه‌ای برای انتقام‌گيری می‌گردد. می‌گويند آن روحانيان متنفذ، از سپاه می‌خواهد که بخاطر حرمت دين، روحانيت و ماه محرم، بدون سر و صداها دستگیر شدگان را آزاد کنند و تلافی اين اعمال زشت را، به روزی ديگر و از هر نظر مناسب، موکول کنند.
اميدوارم همه‌ی اين «می‌گويند»ها حقيقت نداشته باشند! چرا که می‌دانم از آن طرف هم، دودش به چشم ملت خواهد رفت!

در همين زمينه:
راز و علت يک تهاجم
نگرانی علما از وضعیت فرهنگی قم

۲ نظر:

siamak farid گفت...

salam be darvishpoor aziz. in amal jenayatkaraneh barha va barha dar noghat mokhtalef oftadeh ast. dar shiraz, esfahan va in akhari dar ghom.

Lord Kavi گفت...

Salam darvish khan:
dar tasdighe doostemoon bayad begooyam ke hodoode yeki do sale pish tedade zeadi az afrad dar shiraz bar hamin asas koor shodan ke ta modati kasi jorat nemikard moskarat benooshad!